تبلیغات
sampadgeography - فقر و گرسنگی
sampadgeography

نیم میلیارد انسان در دنیا دچار قحطی هستند و غذای کافی برای خوردن ندارند یعنی کارشان از فقر گذشته است و شبها گرسنه می خوابند.

گرسنگی و فقر و فلاکت مردم دنیا سه دلیل اصلی دارند که به ترتیب اهمیت عبارتند از : اول افزایش جمعیت ( مانند هندوستان ، پاکستان و بنگلادش ) ، دوم خشکسالی و کمبود آب ( مانند اتیوپی و کنیا ) و سوم حکومتهای خودکامه و نادان ( مانند زیمبابوه و کره شمالی ).

برخی ملتها تولیدات غذایی شان و از جمله گندم ، برنج ، گوشت ، و غیره کفاف خوراکشان را نمی دهد اما  بطور مصنوعی مرفه مانده اند و دچار قحطی و گرسنگی و فلاکت نشده اند چرا که با بیرون کشیدن منابع زیرزمینی شان و فروش مواد خامی که دارند بخش عمدهء آنچه را که برای خوردن و مصرف کردن نیاز دارند از خارج وارد می کنند ( مانند عراق و ایران ) . اگر مواد معدنی و چاههای نفت این ملتها به پایان برسد آنها نیز مانند اتیوپی و بنگلادش غرق در قحطی و گرسنگی فلاکتی بی مانند خواهند شد.

ثروتمندترین کشور در دنیا ایالات متحدهء آمریکاست که تولیدات ناخالص ملی اش به هشت هزار و ششصد و پنجاه میلیارد دلار در سال می رسد . به این ترتیب  سرانهء هر آمریکایی به ۳۱۳۳۰ دلار در سال می رسد . ثروت مردم در کشور کوچکی مانند لوکزامبورگ که در اروپا واقع شده است از این هم بیشتر میشود و سهم سرانه شان از تولیدات ناخالص ملی کشورشان سالیانه به بیش از ۴۵۳۳۰ دلار می رسد . البته در کشوری مانند آمریکا ثروت به تساوی میان مردم قسمت نمی شود و بیش از سی و پنج میلیون نفر از مردم آن کشور با معیارهای خودشان فقیر و ندار محسوب میشوند  بطوریکه حتی هزینهء درمان و غذایشان را ندارند که پرداخت کنند.

کشورهای ثروتمند کمتر از یک چهارم جمعیت جهان را تشکیل می دهند اما سه چهارم ثروت دنیا را در اختیار دارند بیشتر کشورهای ثروتمند دنیا در نیمکرهء شمالی زمین زندگی می کنند و بیشتر مردمان فقیر دنیا در نیم کرهء جنوبی آن در نتیجه به شکاف میان دارایان و ندارهای دنیا شکاف بین جنوب و شمال هم می گویند.

یک میلیارد انسان در دنیا دچار فقر مطلق هستند . یعنی آنکه خانه  ای واقعی ندارند ، در جایی بسیار سخت و غیرآسوده می خوابند ، غذای کافی برای خوردن و آب سالم و تصفیه شده برای نوشیدن ندارند ، بچه هایشان مدرسه ندارند ، اگر مریض بشوند دارو و درمانی ندارند ، لباس مناسب برای پوشیدن ندارند ، در تابستان از گرما و در زمستان از سرما رنج می برند ، جانشان ارزشی ندارد و عمر کوتاهی دارند.

در سالهای دههء هفتاد میلادی کشورهای ثروتمند به کشورهای فقیر و پرجمعیت (مانند برزیل و مکزیک ) پیشنهاد کردند تا وام بگیرند و با آنها سدهایی جدید بسازند و صنایع کشورشان را گسترش دهند تا از فقر و نداری نجات پیدا کنند . اما این وامها نه تنها کمکی به آنها نکردند بلکه مصیبت جدیدی را هم بر سر آن ملتها نازل نمود . به دلیل زیربنای سست افتصادی و فساد اداری آن کشورهای فقیر و نیز نداشتن برنامه ای دقیق و علمی ، بیشتر وامهای دریافتی آنها صرف هزینه های جاری و حتی وارد کردن کالاهای مصرفی شد و صدها و بلکه هزاران طرح مختلف هم که  شروع شدند با تمام شدن بودجه شان به شکلی ناتمام رها شدند.

تا سال ۱۹۹۹ کشورهای فقیری که از کشورهای ثروتمند وام گرفته بودند هر چه درآمد داشتند را فقط به عنوان بهرهء وامهای دریافتی شان به کشورهای ثروتمند پرداخت می کردند. این بدبختی با شدتی کمتر ، اما همچنان ادامه دارد .  کشورهای ثروتمند با هیاهو و تبلیغات بسیار وانمود می کنند که سالیانه مبالغ هنگفتی را به کشورهای فقیر کمک مالی می کنند . اما در حقیقت به ازای هر یک دلاری که به کشورهای فقیر کمک می کنند دوازده دلار فقط بابت بهرهء سود وامهایی که به آنها پرداخت کرده اند می گیرند.

کشورهای ثروتمند مردم فقیر دنیا را فریب دادند و به آنها گفتند که سدسازی ، گسترش صنایع پتروشیمی ، ویران کردن جنگلها و کشت محصول بجای آنها و از همه مصیبت بارتر ، به زیر کشت گندم و ذرت بردن هر چه زمین کشاورزی که دارند و رها کردن کشت سایر محصولات ، برای آنها رفاه و غذای بیشتری خواهد آورد . کشورهای ثروتمند هزینهء این پیشنهادها را نیز یا مستقیما” و یا از طریق بانک جهانی و صندوق بین المللی پول به کشورهای فقیر پرداخت کردند . اما با اجرای این طرح ها کشورهای فقیر نه تنها مرفه و ثروتمند نشدند بلکه به عمق فلاکت و بدبختی و بدهی و قحطی بیشتری هم فرو رفتند . محیط زیستشان نابود شد ، رودخانه ها و دریاچه هایشان خشکید ، زمین های کشاورزی شان از بین رفت ، به تمام دنیا بدهکار شدند و سرانجام همان تولیدات کشاورزی و باغداری را هم که قبلا” داشتند از دست دادند و وارد کنندهء آنها شدند . یکی از این کشورها که دچار چنین فلاکتی شد ایران بود . اگر درآمد حاصله از فروش نفت و گاز خوزستان نبود ، مردم ایران وضعیتی به مراتب بدتر از مردم اتیوپی و بنگلادش می داشتند.

بسیاری از کشورهای قحطی زده و گرسنهء دنیا خود صادر کنندهء مواد غذایی هستند . این نکته شاید عجیب به نظر برسد اما واقعیت دارد . علتش هم آن است که بسیاری از کشورهای گرسنه ، تنها محصولاتی را که می توانند تولید کنند محصولات کشاورزی است و برای تامین سایر هزینه هایشان چاره ای جز فروختن و صادر کردن آنها ندارند چرا که کشورشان علاوه بر غذا به هزار و یک کالا و خدمات دیگر نیز نیاز دارد . در نتیجه آنچه را که می کارند خودشان نمی خورند و به کشورهای ثروتمند می فروشند.

کمتر کسی به آمار مرگ فقرای جهان توجه می کند چرا که جان بینوایان دنیا برای ثروتمندان عالم هیچ ارزشی ندارد . اگر یک پیرمرد آمریکایی در کشوری اروپایی کشته شود ، تمام رسانه ها و رادیوها و تلوزیونهای آمریکا و اروپا خبرش را با آب و تاب منعکس می کنند اما برای کسی هیچ اهمیتی ندارد که بداند هر هفته در دنیا ۲۵۰ هزار ( بله ، دویست و پنجاه هزار ) کودک فقیر فقط و فقط بر اثر گرسنگی می میرند و اگر یک لقمهء نان یا چند قطرهء شیر به آنها می رسید زنده می ماندند . در همین دنیایی که ما زندگی می کنیم هر هفته بیش از دویست هزار انسان در کشورهای فقیر فقط به دلیل نوشیدن آب آلوده و نداشتن آب پاک می میرند.

بزرگترین قربانیان فقر در ایران سالمندان هستند . جان پیرمردان و پیرزنان فقیر در ایران ارزشی ندارد

 شکاف میان دارا و ندار فقط در میان کشورها نیست بلکه درون ملت ها هم هست . در حالی که درآمد  سالیانهء یک خانوار متوسط  تهرانی بیش از ده میلیون تومان است ، درآمد سالیانهء یک خانوار روستایی در استان بلوچستان به یک میلیون تومان هم نمی رسد و این توزیع ناعادلانهء ثروت در همه جای ایران به چشم میخورد . مقایسهء سطح زندگی مردمی که حتی در مناطق متوسط شهرهایی مانند تهران ، تبریز ، اصفهان ، کرج و شیراز زندگی می کنند با فقرایی که در روستهای بلوچستان ، هرمزگان ، ایلام ، خراسان و گیلان زندگی می کنند  دل هر انسانی را به درد می آورد . غم انگیزترین واقعیت معیشتی در ایران وضعیت فقرا در خوزستان است . استان خوزستان به تنهایی بیش از چهل درصد از موادغذایی و تولیدات کشاورزی ایران و بیش از هشتاد درصد از درآمد خالص ارزی کشورمان ( از جمله درآمد حاصله از نفت و گاز و پتروشیمی ) را تولید و عرضه می کند اما صدها هزار تن از هموطنان روستایی و حاشیه نشین عرب ، لر و فارس ما در این استان در فقر و فلاکت مطلق زندگی می کنند ، در حالی که صدها هزار تن از هموطنان  تهرانی و تبریزی و اصفهانی و غیرهء ما برای خرید و گشت و گذار و تفریحات هفتگی و ماهیانه شان به کشورهای خارجه سفر می کنند.

حضرت علی می گوید :  کاخ هیچ  ثروتمندی ساخته نشد مگر بر ویرانه های کلبهء انسانی فقیر




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 آذر 1389 توسط sampadgeographer